تبلیغات
رمــــ❤ـــــان نـــود و هشــ 98 ــــت - مطالب دانلـــــود رمـــــان ایرانی
بزرگترین مرجع رمان و کتاب
رمــــ❤ـــــان نـــود و هشــ 98 ــــت

دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان:

داستان در مورد مردی به اسم آرمان کیانی هست که بعد از مرگ همسرش به دنبال پرستاری برای دخترش هست…و دختری به اسم لیلی که جویای کار هست و به عنوان پرستار وارد این خونه ی پر رمز و راز میشه …و اتفاقایی که در ادامه ی راه در این خانواده و برای لیلی داستان ما میفته

تشکر از نسترن موسوی عزیز برای نوشن این رمان زیبا

مقدمه(به قلم نویسنده):


دست‌هایت پراز مهر بود. از همان سمتی که خورشید لبخند می‌زد.


از همان سمتی که خورشید از خط دریا پایین‌تر می‌رفت.


تو لبخند زدی، غرق شدی در آب‌های خیالم! تو مهربان بودی! فراتر از آنچه تصور می‌کردم.


اما خیالِ رفتنت برای من جهنم بود.


کاش می‌ماندی!


داستان برگرفته از یه زندگی واقعیه که من بهش پروبال دادم و شخصیت‌هایی رو هم بهش اضافه کردم!

قسمتی از داستان »

کلید رو تو قفل در چرخوندم.
نفس عمیقی کشیدم و در رو باز کردم. اولین چیزی که شامه‌ام رو نوازش کرد، بوی قورمه سبزی بی‌بی بود!
وارد خونه شدم و در رو پشت سرم بستم. کفش‌هام رو توی جا کفشی گذاشتم و به سمت آشپزخونه رفتم.
– سلام بی بی!
نگاهِ عجیبی بهم انداخت و گفت:
– سلام به روی ماهت لیلی جان! چقدر امروز زود اومدی!
سعی کردم لبخند بزنم. لبخندی که خیلی وقت بود باهاش قهرم! بدونِ اینکه جواب بی‌بی رو بدم در قابلمه رو

برداشتم که بخار غذا روی صورتم پخش شد.
– اوم، بی‌بی دستت دردنکنه.
درحالی که داشت برنج رو آب کش می‌کرد گفت:
– می‌دونستم دوست داری، برای همین درست کردم! حالا هم برو لباسات رو عوض کن عزیزم. غذای شاهوردی رو هم می‌دم ببر!
با آوردن اسم “شاهوردی” اخم کردم. کی تموم می‌شد این شاهوردی؟! کی خلاص می‌شدیم از دستش؟
کیفم رو از روی شونه‌ام کندم و انداختمش روی تخت، خسته بودم! به معنای واقعی. نیم نگاهی به ساعتِ خاکستری

رنگ روی دیوار انداختم که هدیه‌ی شرکت (…) بود! برای جذب مشتری.

با عوض کردن لباس هام؛ به سمت سرویس بهداشتی رفتم و نگاهِ عمیقی به صورتم انداختم.
سفید، بی حس، صورتی که کاملا به زردی می‌زد و چشم‌هایی که اونقدر مشکی بودن

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان شروعی دیگر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :

داستان راجع به یه دختریه که تو زندگیش اصلا طعم غم رو نچشیده…دختری که تو رو عروسیش برای اولین بار با معنی غم و اندوه آشنا میشه…دختی که دیگه غم وارد زندگیش شده اما خب قرارم نیست تا آخر عمر با این غم زندگی کنه و با زندگیش عجین بشه…دختری که از این به بعد لحظه لحظه ی زندگیشو …

آیا دختر داستان ما میتونه با این غم کنار بیاد؟؟؟؟

مقدمه :

گاهی اتفاقی می‌افته که از زندگی خسته میشی.

میگی ای‌کاش اصلا پا توی این دنیای بی رحمِ نامرد نمی‌ذاشتم.

میگی ای‌کاش همین لحظه یه اتفاقی می‌افتاد و این زندگی لعنتی تموم می‌شد.


میگی ای‌کاش خدا منم ببینه و ببره پیش خودش، تا از شر این دنیا و آدماش راحت بشم.

ولی از قدیم گفتن :«در رو یه پاشنه نمی‌چرخه.»

زمانی می‌رسه که از تمام گفته‌هات پشیمون میشی.


زمانی می‌رسه که میگی خدایا اشتباه کردم، دلگیر بودم از دست دنیات و از سرِ ناراحتی اون حرفا رو زدم، تو نشنیده بگیر.


نشنیده بگیر؛ چون دلم نمی‌خواد، دل از این دنیات بکنم.

نشنیده بگیر؛ چون دلم نمیاد، کسایی که دوسم دارن و دوسشون دارم و تنها بذارم.

تحمل دوریشون و ندارم؛ حتی فکر لحظه‌ای دور موندن ازشون عذابم می‌ده.


نشنیده بگیر؛ چون دلم می‌خواد دوباره شروع کنم.

پشیمونم از تمام گفته‌هام، پشیمونم.

و این پشیمونی چقدر شیرینه! 

نام:زمان شروعی دیگر
نام نویسنده: فاطمه زهرا ربیعی
ژانر: درام ، عاشقانه

قسمتی از داستان

*پانیذ*
با صدای دستیار آرایشگر که می‌گفت :«داماد اومد» بلند شدم و به کمک مامان شنلم رو پوشیدم و به طرف در خروجی آرایشگاه رفتم.
با هر قدم قلبم تندتر از پیش می‌زد، هیجان داشتم، دستام عرق کرده بود و لرزششون رو به خوبی حس می‌کردم.
مهران پشت به من ایستاده بود و سرش رو پایین انداخته بود.
نفس عمیقی کشیدم و به سمتش قدم برداشتم.

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان شروعی دیگر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان گلاب و چای قرمز برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :

وضعیت عجیب و نامتعارفی ؛ در جریانِ سر و سامان گرفتن و روبراه شدن اوضاع زندگیِ خشایار به وجود میاد و اون رو بی خیالِ هر چه سر و سامان گرفتن می‌کنه؛ ولی زمانی نمی‌گذره که رایحه‌ی خوش زنی، وارد محدوده‌ی بی خیالیش می‌شه و اون کسیه که…. مقدمه : سیاره ی زندگیم، پُر شده از …

مقدمه :
سیاره ی زندگیم، پُر شده از آدم‌های موفّق ولی بی مرام و تو خالی. زمینِ ما ؛ خالی از وفاداری و عشق است و من
به دنبال سیاره ای هستم که ساکنش، درمانگر بی خوابی‌ها، نجواگر قصه‌های عاشقانه و تجلی گر صلحی سفید
بر قلب‌های تاریک باشد. در جستجوی رفیقی که گل سرخی کاشت و به دنبال اهلی شدن دل‌ها، راهی کهکشان‌ها
گردید؛ بیابم او را تا مرهمی باشد بر بیتابی‌های دلم…« تاثیر گرفته از دالایی ـ لاما »

خسته نباشید به نویسنده برای نوشتن این رمان زیبا

نام رمان: گلاب و چای قرمز
سطح : نیمه حرفه ای
ژانر : اجتماعی ـ عاشقانه
نویسنده : سما جم

قسمتی از داستان :

چنان مشتی توی صورتش خوابوندم که صدای پاره شدن مویرگ های شبکیه و ماهیچه های اطراف چشمش هم به گوشم خورد!
مشت خودمم دردناک بود و بیشتر از اون قلبم ؛ رفیق هم اینقدر نامرد؟!
دو ماه پیش وقتی مجبور شدم به خواستگاری مژده برم؛ تموم همّ وغمم این بود که سعی کنم بی توجه به همه‌ی حاشیه‌های

ازدواج فامیلی محکم باشم و مسئولیت این ازدواج رو به عهده بگیرم و مرد و مردونه، پای تصمیمی که در واقع یه نفر دیگه برام

گرفته بود ، وایسم و دل بدم به اونکه ظاهرا هیچ وقت دلش با من نبود.
اومدم از کنار نامردِ به خاک افتاده‌اش رد بشم که صدای فیس و فین دماغِ مژده ، نگاهم رو به سمتش کشوند .
سرد و جدی صدام رو انداختم تو حنجره‌ام :

دانلود رمان گلاب و چای قرمز برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان گلاب و چای قرمز برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان در جست و جوی چهار عنصر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :
دانلود رمان در جستجوی چهار عنصر جلد اول بانوی بهار   خلاصه: این داستان درباره ی یک شاهزاده است، شاهزاده ای از یک سرزمین پهناور و خاص! زندگی شاهزاده ی داستان به خوبی پیش می رفت تا اینکه یک اتفاق عظیم، مانند طوفانی سهمگین همه چیز را بهم ریخت. اتفاق عظیمی که شاهزاده را مجبور به ترک زندگی اش و جست و جوی گردن آویزی افسانه ای کرد.  ادامه ی داستان رو حتما دنبال کنید مطمئنا خوشتون میاد
 دوستان عزیز سایت بوستان رمان

دانلود رمان در جست و جوی چهار عنصر

عنوان رمان: درجستجوی ۴ عنصر
نویسنده: ر.رضایی
ژانر: تخیلی فانتزی معمایی

منبع: سایت بوستان رمان

رمان زیبایی هست…خوندنش پیشنهاد میشه دوستان

دوستان یه خواهشی دارم اینه که سایت بوستان رمان رو حتما به دوستان رمان خونتون معرفی کنید

حتما این کار باعث قوت قلب به ما شده و میتونیم سایت رو به شکل بهتری بگردونیم

و حتما هم در کانال ما در تلگرام عضو بشین…لینک کانال داخل همین صفحه موجود هست

مقدمه:
چرخ سرنوشت می چرخد و می چرخد
پیش بینی به حقیقت می پیوندد
پا به جهان می گذارد …
اما ناگهان
حمله می کنند سیاهی ها
عناصر دزدیده می شوند
همسفر همراه با دختر شجاع پیش می رود
دوستی
دشمنی
وفاداری
خــ ـیانـت
موفقیت
شکست
شادی
سرخوردگی
کدام یک؟
دوست واقعی کیست؟
در آخرین مقصد چه به انتظار نشسته؟
خواهری پر از کینه و نفرت که خواهر خود در بند می کند.
اما پس از این
می درخشد نوری
در پس زمینه ی سیاه آسمان شب .
نوری به رنگ مرگ، به رنگ مرگ

دانلود رمان در جست و جوی چهار عنصر

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان در جست و جوی چهار عنصر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

خلاصه داستان :

داستان در مورد دختری به اسم بهار ستوده است …دختری ته تغاری که عزیز خانواده است و پدرش بهرام ستوده

بهار ستوده برای کار به شرکتی میرود که رئیسش آراد رستگار است که در حال حاضر دارد با ورشکستی شرکتش دست و پنجه نرم میکند

این دو در مسیر هم قرار میگیرند و بقیه ی ماجرا

قسمتی از داستان :

صدای بوق ماشین ها بلند شده بود.
خب منم مثل شما گیر کردم دیگه!حدود ده دقیقه‌ای بود تو ترافیک گیر کرده بودم، وای خدا خیلی دیرم شده.

نگاهی به ساعت مچی‌ام کردم،ساعت هفت بود.با کلافگی شیشه ماشین رو پایین کشیدم، باد شدیدی که به صورتم

می‌خورد حس زیبایی داشت.
با صدای بوق ماشینای عقب به خودم اومدم، اوه ترافیک تموم شده.پامو روی پدال گاز فشردم و با سرعت رانندگی کردم.

به آدرس نگاه کردم؛ بالاخره رسیدم، ماشین رو جلوی یه ساختمان بزرگ پارک کردم، دکمه آسانسور رو زدم تا بالا بیاد.
نگاهی به در ورودی شرکت انداختم و اسمش رو زیر لب زمزمه کردم، پس از در زدن وارد شدم.خانمی پشت میز

نشسته بود که حدس میزدم منشی باشه،با قدم های استوار به سمتش رفتم.

-سلام
سرشو بلند کرد،جون چه خوشگل بود،دختر تقریبا بیست و شش ساله و لاغر بود.با لبخندی گرم جواب سلامم رو داد:
-سلام،کمکی از دستم بر میاد؟
-من برای استخدام اومدم.
-وای بد شد آقای مهندس جلسه تشریف دارن.
-جانم؟ولی من دیروز اومدم بهم گفتن امروز بیا!
-آهان پس روی یه صندلی بشینید تا مطلعتون کنم.
با فشردن یه دکمه فکر کنم به رئیس وصل شد.
با کلافگی رو یه صندلی نشستم، تا منشی بهم خبر بده خودم رو با گوشیم سرگرم کردم.با صدای منشی گوشیمو قفل کردم.
-لطفا این فرم رو پر کنید.

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان روزی رویایی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

 

خلاصه داستان :
  آرسام پویان، بازیگر سینما، بعد از دوسال دوستی قراره به عشقش ساحل برسه؛ اما با اومدن علیرضا، پسر عموی ساحل، از فرانسه تقدیر چیز دیگه‌ای رو رقم می‌زنه، قرار نیست همه چی به خوبی تموم بشه. این تازه اول ماجراست. پایان تلخ مقدمه: سوختنم را دیدی و خندیدی، خنده‌ات را دیدم و سوختم، خنده‌هایم را خواهی دید، دیدار …

دوستان عزیز بوستان رمان خواندن این رمان زیبا رو فراموش نکنین

قسمتی از داستان :

نگار:من میرم اتاق سپهر.
-ریخت و پاشش نکنیا!
چپ چپ نگاهم کرد:
-مگه بچه‌ام؟
شونه‌هام رو بالا انداختم.
چپکی نگاهم کرد و روش رو اونور کرد. ای جان بهش برخورد!
نگار:سپهر کی از امریکا میاد؟
بی حواس گفتم:
-هروقت درسش تموم شه دیگه. آخ دیر شد نگار!

سریع تو اتاقم رفتم، وسایل رو روی تخت انداختم. مثل برق یه دوش ده دقیقه ای گرفتم. امشب تولد آرسامه؛ کسی که دوساله

باهاشم، خانواده‌ها خبر دارند و قراره ازدواج کنیم. بیست و هشت سالشه و بازیگره. پسر واقعا محشریه و خیلی دوستم داره.

امشبم قراره سورپرایزش کنیم. البته به قول راد اگه خراب کاری نکنم.
موهای مشکی بلندم رو سشوار کشیدم و دورم ریختم. کرم پودر زدم تا پوستم روشن‌تر شه. دور چشمای طوسیم رو خط چشم

کشیدم، این‌جوری درشت‌تر میشه. رژگونه و رژ قرمزم زدم. جین یخی و مانتو سفیدم رو پوشیدم، یه شال شیری هم سرم

کردم و موهام رو فرق کج تو صورتم ریختم. گوشیم رو تو کیف دستی مشکیم انداختم. لباس و کفشم رو برداشتم و اتاق

سپهر پیش نگار رفتم. یه لباس ماکسی به رنگ شیری پوشیده بود و موهاش رو هم دم اسبی بسته بود.

پشتش به من بود و داشت گوشواره‌هاش رو تو گوشش می‌انداخت
کفشاش رو که پاش کرد گفتم:

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان تاوان عشق برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان شکست ناپذیر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر


 

 

خلاصه داستان :

دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe   دانلود رمان شکست ناپذیر جلد اول miss elahe . الینا یکدونه دختر خانواده مقدم، داره مثل همه آدمهای معمولی زندگی میکنه.سرگذشت همه ما آدمها پر از تلخی و شیرینی و پستی و بلندیه. همه چیز از یه نگاه شروع میشه. نگاه مردی که زندگی الینا رو توی مسیری میندازه که به مغز کوچیک الینا نمیرسه! اما قصه از موقعی شروع میشه که

دوستان عزیز برای حمایت از ما عضو کانال تلگرام بشین و از جدید ترین رمان ها داخل کانال لذت ببرین

نام رمان : شکست ناپذیر
نام نویسنده: miss elahe
ژانر :تخیلی – ترسناک – فانتزی 

قسمتی از داستان :

مقنعه ام رو سرم کردم و جلوی آینه رفتم تا مرتبش کنم. صدای کلافه ی مامانی بلند شد.

مامانی: الینا جان زود باش دیگه. عروسی که نمیخایم بریم مادر!

لبخندی زدم و بلند گفتم: باشه مامان جون اومدم دیگه، بابا چند بار بگم دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدنه!

خاله نگار اومد دم در اتاق و گفت: خاله جان انقدر زبون نریز. دیر میشه ها، ساعت ۴ شد.

چادرم رو از جا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لباسی برداشتم و روی سرم مرتب کردم. با لبخند برگشتم طرفه خاله و گفتم: بریم. رفتم توی هال.

مامانی روی کاناپه نشسته بود و با تسبیح سبزش صلوات میفرستاد. با لبخند رفتم طرفش و بـ ــوسه ای روی

لپ های گلیش انداختم. گفتم: بریم خوشگل خانوم؟ با همون لبخند همیشگیش نگاهم کرد و روی پیشونیم

بـ ــوسه ای نشوند. کمکش کردم تا بلند شه و به طرف دره هال حرکت کردیم

.

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان شکست ناپذیر برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان رازی که جگر میسوزاند برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

خلاصه داستان :
دانلود رمان رازی که جگر می سوزاند دانلود رمان رازی که جگر می سوزاند . روایت‌گر جدال -عشق و نفرت- است. نفرتی که شعله می‌کشد و به جان کسانی می‌افتد که روزی پاره‌ تن بودند و عزیز دل… این داستان روایتگر یک عهد است، عهدی ناگسستنی، عهدی که ریشه می‌سوزاند؛ و مهر بر لب‌هایشان، و داغ بر دل‌هایشان می‌گذارد. این داستان، قصه‌ی مردانگی‌هاست. مردهایی که با عزمی استوار، …

دانلود رمان رازی که جگر می سوزاند
نام کتاب: رازی که جگر می‌سوزاند

نویسنده: سحر شعبانی

 

که روزی پاره‌ تن بودند و عزیز دل…
این داستان روایتگر یک عهد است، عهدی ناگسستنی، عهدی که ریشه می‌سوزاند؛ و مهر بر لب‌هایشان، و داغ بر دل‌هایشان می‌گذارد.

این داستان، قصه‌ی مردانگی‌هاست. مردهایی که با عزمی استوار، به خاطر مردمشان از جان مایه می‌گذارند؛ و داغ قضاوت‌های

بی‌رحمانه‌ی همین مردم را به جان می‌خرند. قضاوت‌هایی که درد دارد و کمر خم می‌کند. عهدی که زندگی‌هایشان را زیر و رو

کرد؛ و بی‌رحمانه به تنها داشته‌هایشان خنجر کشید. مردانی که در خلوت شکستند، بغض کردند و مردانه اشک ریختند؛ اما

پا از عهد و پیمانشان عقب نکشیدند.
این قصه، قصه‌ی زندگی دو مرد است. با دو نگرش متفاوت… یکی جان می‌گیرد و دیگری برای آرامش او جان می‌دهد. یکی

می‌سوزاند و دیگری در آتش این غم می‌سوزد و دم نمی‌زند.
حالا این دو مرد، یکی از جنس «آتش» و دیگری از جنس «سنگ» به جدال هم آمده‌اند تا شاید سرنوشت گره‌ای از دل‌هایشان باز کند.
«رازی که جگر می‌سوزاند» روایت زندگی مردی است که پناهی ندارد؛ اما همواره در تلاش است تا پناهگاه خانواده‌اش باشد.

مردی به ظاهر سنگی، اما با باطنی پر از احساس. مردی که روزی غیرتش را به بازی گرفتند و آتش نفرت تمام هستی‌اش را

بر باد داده است. مردی که تنها برای گرفتن انتقام کمر راست کرد تا شاید مرهمی باشد، برای دلی که هنوز در آتش

کابوس‌های شبانه‌اش می‌سوزد. را به آتش کشیدند. مردی که، روی بی‌گـ ـناه مجازات شد. تاوان داد و سرنوشت خود و خانواده‌اش..
و اکنون دست تقدیر برای این دو مرد چه رقم خواهد زد…؟


مقدمه:
گاهی قسم می‌خوری، تا دلی به دست بیاوری و گاهی با همون قسم دلی می‌شکنه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جونی رو حفظ کنی و گاهی با همون قسم جونی گرفته میشه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جوونه‌ی حسی رو با طراوت نگه داری و گاهی با همون قسم حسی جوونه نزده، پرپر میشه…
گاهی عجیب قسم می‌خوریم و عجیب‌تر قسم می‌شکنیم.
گاهی می‌شکنیم… می‌سوزونیم… بازی می‌کنیم و…
یادمون میره؛ اونی که بازی کردی غرور کسی بود و شاید تنها داشته‌اش…
یادمون میره؛ اونی که سوزوندیم دلی بود وتنها دارایی‌اش…
یادمون میره؛ اونی که شکستیم قسمی بود که شاید هنوز چشمی به عهدش امیدواره و این امید تنها دلخوشی‌اش است

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان رازی که جگر میسوزاند برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،



( کل صفحات : 103 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
  • صفحه نخست
  • تماس با مدیر
  • پست الکترونیک
  • RSS
  • ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همه ی خواننده های عزیز
سایت رمـــان98 از فروردین ماه 1393 با هدف آسایش و رفاه خواننده های رمان و کتاب راه اندازی شد
امید است با حمایت شما بهترین باشیم
موفق باشید
مدیر سایت نـــود و هشــ98ــــت

مدیر وبلاگ : admin
مطالب اخیر
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
http://opizo.com/6tnZbn