تبلیغات
رمــــ❤ـــــان نـــود و هشــ 98 ــــت - مطالب شهریور 1396
بزرگترین مرجع رمان و کتاب
رمــــ❤ـــــان نـــود و هشــ 98 ــــت

دانلود رمان دوئل حقیقت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :

به درخت کنار جدول تکیه دادم. چشمم به خورشید خیره مونده بود. آخرین لحظات زندگیش بود،

رو به سرخی می‌رفت .بدون پلک زدن قطره های اشک رو صورتم می‌ریخت.
سرم و پایین آوردم و به کپه خاک برآمده خیره شدم. نسیم خنک باد، گلبرگای گل رو حرکت می‌دادن 
تاجای بزرگ، گل گلایول اطراف خاک بود .اعماق قلبم چیزی خالی شده بود، یه حفره عمیق !

توخالی شده بودم از رفتنش…
تو این دنیا کسی رو به جز اون نداشتم. تولدش بود. بدون اینکه فکر کنم و ببینم چرا حالش

انقدر بده، تنهاش گذاشتم. حتی برای آخرین بار نتونستم ببینمش. انگشتام و محکم

روی چشمم فشار دادم تا شاید از دردش کمی ،کم بشه. صدایی از پشت سرم باعث

شد از فکر دیروز خارج شم:
_مادرت زن خیلی خوبی بود. به من پناه آورد تا بتونه از تو محافظت کنه.
نمی‌تونستم حرف بزنم ،تمام تنم از خشم نفرت می‌لرزید. اون مرد مادرم رو ازم گرفته

بود تمام زندگیم رو نابود کرده بود، وجود اون باعث شده بود مادرم قلبش ضعیف بشه.

برگشتم و با سرعت به سمت ماشین دوییدم؛ ولی صدای استاد سرخ مثل پتکی تو سرم خورد:
_اون برادر دو قلوت رو هم کشت تا کسی نتونه جلوی رسیدن به قدرتش رو بگیره.
دستم از روی دستگیره ماشین سر خورد، من برادر داشتم.تکیه گاهی که همیشه

ازش بی بهره بودم. یه قل ،یه زندگی دو نفره، یه همراه، یه پشتیبان…
چشمام رو با درد بستم و دستام رو مشت کردم. چرا الان باید بفهمم تا این حد تنهام؟
مرداس اسمی بود که تو سرم اکو می‌شد ،کسی که هم مادرم و هم برادرم رو ازم گرفت…

دوستان رمان زیبایی هست خوندش پیشنهاد میشه…دوستان عضویت در کانال ما هم فراموش نشه

 

دانلود رمان دوئل حقیقت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان دوئل حقیقت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان آخرین صاعقه (جلد 2) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان: 

امتین و بهار بعد از مدت‌ها به هم رسیدند و قراره یه زندگی خوب و آرمانی شروع کنند؛ اما سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا رامتین سر قول و قرارش می‌مونه و می‌تونه به بهارش وفادار باشه؟
و رایان…
داستان زندگی رایان و رازهای پنهانش و این که آیا تا ابد مجرد می‌مونه و تن به ازدواج نمیده؟ داستان زندگیش چیه؟
پاسخ همگی این سوالات در جلد دوم آخرین صاعقه

دوستان جلد اول رو هم حتما بخونین

 

مقدمه:
‌دلِ آدمی به هنگامِ بهار
زمستان را می‌خواهد
و به وقتِ زمستان بهار را؛
دلتنگ می‌شود
برای هر آنچه که دور است
آیا باید همیشه به‌هم رسید؟
بیخیال شو!
بعضی چیزها وقتی که نیستند،
زیبایند!

قسمتی از داستان

ماگ قهوه‌ام رو برداشتم و مزه‌مزه‌اش کردم. طعمش بد نبود. به هر حال قهوه بود، نوشیدنی مورد علاقه‌ی من.
به دلیل علاقه‌ی زیادم به موسیقی جز اکثر اوقات به کافی شاپ‌هایی می‌رفتم که این نوع موسیقی رو پخش کنند؛

اما الان به‌خاطر کمبود وقت مجبور شدم، توی ماشین بخورم.
روی صندلی ماشین جا‌به‌جا شدم و شناسنامه رو از روی کنسول برداشتم و به اسم بیگانه‌ای که

توش خودنمایی می‌کرد، خیره شدم: “امیر مدد خانی”

***
بهار:
-نکن
“نوچ” کشیده‌ای گفتم و بلندتر تکرار کردم:
-نکن!
صدای خنده‌ی ریزش رو مخم بود. درحالی که سعی می‌کردم خوابم نبره، با چشم‌های نیمه‌باز

سرم رو از روی بالش برداشتم و بهش نگاه کردم. لبخند کم رنگی زد و گفت:
-بیدار شدی؟

لب‌هام رو جمع کردم و دوباره سرم رو روی بالش انداختم. دوباره دست‌های بزرگش رو جلو آورد و شکمم رو قلقلک داد.
کلافه‌تر از قبل گفتم:
-رامتین نکن، می‌زنمت‌ها!
این بار صدا‌دار خندید:

دانلود رمان آخرین صاعقه (جلد 2) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان آخرین صاعقه (جلد 2) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان چشمان نرگس برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان:

داستان در مورد یک زوج خوشبختیه که از زبون آرین بیان میشه …آرین مردیه که در طول زندگیش سختی های زیادی رو تجربه میکنه تا پای علاقش به همسرش بمونه ….اما وقتی این سختی ها به اوج خودش میرسه پا به فرار میذاره …فرار میکنه برای تنها شدن برای اینکه تنها بودن آزارش بده تا تبذیل به کسی بشه که دیگه غیر نرگس کسی رو نداره ….وارد یه روستای کویری میشه که اونجا مردمی پاک و مهربون دورشو میگیرن اما خب مجبوره برگرده …

دوستان عزیز رمان زیبایی هست …خوندنش پیشنهاد میشه

نام رمان : رمان در حال پیشرفت چشمان نرگس
نام نویسنده : بهار قربانی
ژانر : عاشقانه،اجتماعی

مقدمه:

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد
چشم های من به جای دست های تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز می شویم(قیصر امین پور)
گاهی اوقات انقدر خودخواه میشی که جز خودت و غمت هیچ چیزی نمی بینی.
دیگه یادت نمیاد کسایی بودن که دوستشون داشتی کسایی بودن که بهشون احتیاج داشتی کسایی که بهت احتیاج داشتن.
انقدر تو خودت و نداشته هات غرق میشی که نمیبینی هنوز دلیلی برای ادامه داری نمیبینی باید ادامه بدی نه برای خودت برای بقیه اینجور موقع هاست که خودتو نابود میکنی و به کسی نمیگی تو دلت چیه اینجورموقع هاست که غریبه ها بهتر از آشناها دردت میفهمن اینجور موقع هاست که اگه با یه غریبه حرف بزنی تازه میفهمی چقدر کور بودی تازه میفهمی راهت اشتباه اومدی.
من هم حرف زدم
.

دانلود رمان چشمان نرگس برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان چشمان نرگس برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان پاورقی زندگی(جلد 2) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

 

خلاصه داستان:

داستان در مورد پسری به اسم مهیار هست که در اثر تصادف بینایی خودش رو از دست میده …خانواده ی مهیار بعد از گذشت 2 تصمیم میگیرند برای مهیار همسری انتخاب کنند…مریم نام دختری هست که در مسیر این پسر قرار میگیره و با او ازدواج میکنه….بعد از گدشت چندین سال از ازدواجشان با شادی ها و غم های زیادی رو به رو میشوند که اطرافیان این دو معتقد هستند که این زندگی باید تغییر کند که نظر یکی از این دو زوج با این نظر دوستان و آشنایان موافق است و دیگری مخالف است

دوستان به زودی جلد اول رمان رو هم براتون قرار میدم توی سایت

نام رمان : رمان پرطرفدار پاورقی زندگی۲

نویسنده:پریبانو

ژانر:اجتماعی –عاشقانه

مقدمه:
زندگی آغازی است که به پایان راهی است، زندگی آمدن و بودن و جاری شدن است، زندگی رفتن خاموش به یک تنهایی است، من و تو می دانیم، زندگی آمدن است، زندگی بودن و جاری شدن است، زندگی رفتن و از بودن خود دور شدن است، زندگی شیرین است، زندگی نورانی است، زندگی هلهله و مستی و شور، زندگی این همه است، من و تو می دانیم، زندگی گرچه گهی زیبا نیست، یا که تلخ است و دگر گیرا نیست، رسم این قصه همین است و همه می دانیم، که نه پایدار غم است و نه که شاد می مانیم، زندگی شاد اگر هست و یا غمناک است، نغمه و ترانه و آواز است، بانگ نای باشد اگر یا که آواز قناری به دشت، زندگی زیبا است، من و تو می دانیم، اشک و لبخند همه زندگی است، ناله و آه و فغان زندگی است، آمدن زندگی است، بودن و ماندن و دیدن همه یک زندگی است، رفتن و نیست شدن زندگی است، این همه زندگی است، من و تو می دانیم… زندگی، زندگی است…(سهراب سپهری)

 

دانلود رمان پاورقی زندگی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر


مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان پاورقی زندگی (جلد 2) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان در دنیای من هوا فقط تک نفره است برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :

سایه ها خاطره نمی سازند، فقط گاهی میان خاطرات سرک می کشند و روی آن ها اثر می گذارند .
بابا شده بود یک سایه ی مبهم وسط خاطرات بد من!
راحت دور شده بود. آنقدر که دست هیچ کداممان به او نرسد ….به صندلی سفت ایستگاه تکیه دادم. هندزفری و گوشیم رو که به زور جاساز کرده بودم که تو مدرسه پیداش نکنن از کوله پشتی مشکیم در آوردم و مشغول آهنگ گوش دادن شدم. هوا یه کم سرد شده بود


نام رمان : در دنیای من هوا فقط تک نفره است
نویسنده :SunLighT
ژانر : تراِژدی.اجتماعی.روانشناسی

قسمتی از متن :
بادی که می‌اومد جلوی موهای مشکی و لختم رو تکون می‌داد و من بدون توجه به نگاه های خیره ی پیرزن چادری ای که بغل دستم

نشسته بود، به کار خودم ادامه می‌دادم. مامان می خواست برام سرویس بگیره ولی خودم نخواسته بودم. به نظرم سرویس

هم محدودیت می‌آورد، هم اینکه هر روز بخوای سر یه ساعت بری و بیای. دیر اومدن های اتوبوس های رنگ و رو رفته ی

شرکت واحد و ایستادن توشون کل مسیر از خونه تا مدرسه رو میتونستم تحمل کنم ولی سرویس رو واقعا نمی‌تونستم.

دود غلیظی که پیچید و صدای دِر دِر موتور، من رو از تو گوشیم بیرون کشید. بلند شدم و سوار اتوبوس شدم.

دیگه به این نگاه های عجیب و غریب عادت کرده بودم. چیز عجیبی نبود! کنار پنجره نشستم و به بیرون خیره

شدم. سعی کردم با خوندن آهنگ زیر لب، از شدت رو مخ رفتن گریهی دختر بچهی سه چهار ساله ی تو اتوبوس کم کنم.

دانلود رمان در دنیای من هوا فقط تک نفره است برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود زاده تاریکی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

خلاصه داستان :

داستان در مورد یه دختریه که وارد یه دنیایی میشه که حتی تو ذهن و تخیلش هم نمیتونه تصور کنه وارد این دنیا شده … وارد دنیایی میشه که به خواست خودش نمیره با زور و اجبار وارد این دنیاش میکنن…دنیایی که واسه ما انسانا خیالیه و اینگونه پای این دختر به این دنیای اسرار آمیز باز میشه …دنیایی که اتفاقات بد و خوب زیادی رو تجربه میکنه و سختیای زیادی رو تحمل میکنه تا تبدیل به یه زاده ی تاریکی میشه

نام رمان: زاده تاریکی
نویسنده: ldkh
ژانر: تخیلی، فانتزی، یه کم احساسی

قسمتی از متن”

با صدای درینگ درینگ اف اف از روی مبل بلند شدم. بازم مثل همیشه جلوی تلویزیون خوابم برده بود.

عین جن زده ها به طرف ایفون می رفتم که باز صدای زنگش بلند شد.

ــ اه، چقدر پیله ست!
تصویر کتی روی صفحه ایفون افتاده بود. زیر لب ای وایی گفتم و سریع در رو باز کردم،

تازه داشتم توی اتاقم می رفتم که در خونه باز شد و قیافه عصبانی کتی روی من زوم شد. توی خونه اومد و جیغ جیغ کنان گفت :
ــ خدای من تو هنوز اماده نشدی ارتیمیس؟ هیچ می دونی من از کی تا حالا اون پایین منتظرتم؟
بدون توجه بهش رفتم توی اشپز خونه و دست و صورتم رو شستم. بالاخره از حالت منگ بودن در اومدم و رو به کتی گفتم :
ــ چه خبرته حالا، الان میام.
کتی رو مبل نشست و گفت :
ــ اصلاًمی دونی کیا هستن؟
به اشپزخونه برگشتم. در یخچال رو باز کردم. زیر لب گفتم :
ــ ژله یا کیک و شیر؟
صدای داد کتی من رو به خودم آورد :
ــ اصلاً شنیدی من چی گفتم؟
کیک و شیر به نظرم بهتره! کیک و شیری که مربوط به دیشب بود رو بیرون آوردم و با پام در یخچال رو بستم

.

دانلود زاده تاریکی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود زاده تاریکی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان ریشه در حسرت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان :

داستان این رمان داستان دختری زیبارو به اسم رویا هست که در طول زندگیش با فراز و نشیبای زیادی مواجه میشه…رویا در یه خانواده ی متعصب و متدین بزرگ شده و به دست یکی از تبهکاران بنام دزدیده میشه تا دری جدید به روی زندگیش باز شه…بار ها و بارها ترس از ریختن آبرویش را لمس و تجربه میکنه … اما باید دید در ادامه ی داستان چه شرایطی برای رویای داستان ما پیش میاد

دوستان رمان خوان لطفا سایت ما رو به دوستانتون معرفی کنین

مقدمه:
باز این دل سرگشته‌ی من یاد آن قصه شیرین افتاد.
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق
در زمانی که چو کبک
خنده می‌زد شیرین
تیشه می‌زد فرهاد
به راستی این حسرت چیست که با گفتنش آه از نهاد آدمیزاد بیرون می‌‌آید؟
از چرخش روزگار سیر می‌کند آدمی را و‌ گاه آرزوی مرگ را تمنا می‌کند؟
چه کسی می‌داند همین کلمه‌ی کوتاه اگر بر دل خانه کند چه آرزو و رویا‌هایی را ویران می‌کند؟
اگر یک روز باران بارید، از جا برخیز و در زیر آسمان گریان خدا بایست.
وقتی همنفس باران شدی، خودت را به دستش بسپار. حال برخورد قطرات باران را بر صورتت حس کن.
هر قطره از باران جان تازه‌ای به کالبدت می‌دمَد و زخم‌های دلت را با هر ترنمش تسکین می‌دهد. شاید
سرمست از آن باران حس کنی تمام آن حسرت‌ها شسته شده‌اند و دل سبک‌شده‌ات احساس تازه‌ای پیدا کند.
دستانت را به سوی خدا بلند کن و چشمانت را به آسمان بدوز. شک نداشته باش درهای آسمان باز می‌شود.
صیحه‌ای از دل آسمان بلند می‌شود و بر قلب شکسته‌ات می‌نشیند.
با صدایی که قلبت را آرام می‌سازد، می‌گوید:«برخیز و روحت را با باران نگاهت جان تازه‌ای بخش. نترس، من همیشه در کنارت هستم.»
ای تویی که هر گام از زندگی و هر دم نفس از وجودمان، یادآور قدرت توست.
ای تویی که‌ گاه و بی‌گاه در وجودم نام عظمت، تمنا می‌شود.
دست یاری‌ام را که سویت دراز کرده‌ام، بگیر و وجودم را پر از حس خوب نامت کن.
بگذار تا همه بدانند اسطوره‌ی وجودم خدا نامی نام دارد که همیشه در قلبم جاودانه است.
طلا باید گرفت ذهنی که این جمله را خلق کرد:
« به نام وجودی که وجودم ز وجودش گشته موجود.»
” نیایش یوسفی”

دانلود رمان ریشه در حسرت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان ریشه در حسرت برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،

دانلود رمان آخرین صاعقه جلد اول برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان:

بهار همیشه توی دلش امید و عشق داره اما خب این آسمون بعضی وقتا دوس داره ابری باشه و هردفعه یه صاعقه ای هم بزنه

بهار همیشه میخاد شاد و آفتابی باشه اما خب آسمون یه وقتایی دلش میخاد تیره و ابری باشه

بهار بعضی وقتا میخاد دلبری کنه برا آسمونش اما خب آسمون دلش یه جای دیگست و اخم میکنه

سایت بوستان رمان رو میپسندین دیگه؟:))

 

«مقدمه»

انگار سیب و صاعقه پیوند خورده بود

تا ابرهای حادثه بارور شدند…

باران گرفت و

بعد قدم‌های بی شکیب

تسلیم محض وسوسه‌های سفر شدند

باران گرفت و

حال و هوای تو تازه شد

گفتی سپید رود و غزل‌ها

خزر شدند…

قسمتی از داستان

مثل همیشه بدون اینکه نیم نگاهی بهمون بندازه با اخم‌هایی در هم کنار رفت تا راه رو برامون باز کنه.

مثل اینکه قصد داشت از عمارت بیرون بره که با اومدن ما از رفتن منصرف شد!نگاهش روی پارکت‌ها قفل شده بود .

ای کاش سرش رو بالا می‌آورد تا برای یک ثانیه هم که شده چشم‌های مشکی و براقش رو ببینم!
قلبم محکم خودش رو به در و دیوار‌های قفسه‌ی سینه‌ام می‌کوبید!چند ماهی بود که ندیده بودمش؛

چون همیشه یا شرکت بود یا توی اتاقش بود یا…
از اون وقتی که دیده بودمش جا افتاده ترشده بود! درسته که ما از نظر مالی خیلی پایین تر از

اونا بودیم؛اما دیگه یه نگاه که توقع زیادی نبود، بود؟
با اشاره‌ی مامان به سمت سالن رفتیم.سالن تشکیل شده بود از یک دست مبل کرم رنگ و

گلیمی‌با ترکیب رنگ کرم و قهوه ای؛مجسمه‌های زیبا و قیمتی و لوستر‌های بزرگ و چشم گیر!

در گوشه‌ى سالن هم یه تلویزیون و یه کاناپه که دقیقا رو به روى تلویزیون بود، قرار داشت.
روی مبل‌های گرون قیمتشون نشستیم .

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلـــــود رمـــــان ایرانی، 
برچسب ها : دانلود رمان آخرین صاعقه جلد اول برای موبایل و تبلت و کامپیوتر،
لینک های مرتبط : بوستان رمان،



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
  • صفحه نخست
  • تماس با مدیر
  • پست الکترونیک
  • RSS
  • ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همه ی خواننده های عزیز
سایت رمـــان98 از فروردین ماه 1393 با هدف آسایش و رفاه خواننده های رمان و کتاب راه اندازی شد
امید است با حمایت شما بهترین باشیم
موفق باشید
مدیر سایت نـــود و هشــ98ــــت

مدیر وبلاگ : admin
مطالب اخیر
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
http://opizo.com/6tnZbn